تبلیغات
غمکده - asheq






غمکده

برای تازه شدن دیر نیست............

با خودم عهد بسته بودم همان باشم که تو می خواهی ، مرا ببخش که این عهد را شکستم ....

گفته بودی که دلتنگت نباشم ، دلم را ببخش که همیشه برای تو تنگ است ...

این دلتنگی بود که نگذاشت من به تو وفادار بمانم ...

تو چرا نوای بی وفایی را در گوشم زمزمه می کنی ؟

تو بگو چه کنم که تو ماه شب های منی ؟؟؟

دیگر عاشق شب نیستم ، خود را متعلق به شب می دانم ...

حالا دیوانه وار شب ها به انتظار صدایت می نشینم  ، پشت خط بعد از شنیدن بوغ ممتد ...

یک سلام و یک کلام .... دوستت دارم .... 

و تو تنها یک جوابم بده ............ !؟

 


نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد 1388 ساعت 11:24 ق.ظ توسط پرهامی ناروی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت