تبلیغات
غمکده - khandidan






غمکده

برای تازه شدن دیر نیست............

تو به من خندیدی

و نمی دانستی من به چه دلهره

از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبانی از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده  از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی هنوز سال هاست

گردش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم که

چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت ... 

 


نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد 1388 ساعت 12:23 ب.ظ توسط پرهامی ناروی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت