تبلیغات
غمکده - دوست داشتن






غمکده

برای تازه شدن دیر نیست............

 

 

                      بنام خدا و بنام محبوبم

 

سلام نازنینم

سلام به تو كه بهترینی و برایم بهترین خواهی ماند.

سلام به تو كه مقدس ترین آفریده خدائی

و مرهم این جان خسته .

خورشیدی در شب های تار، گل سرخی در كویرتنهائی ، سیب سرخی در شوره زارغربت ، قصه ای در شب های دراز زمستان .

تو پرنده ای هستی در آسمان خلوت زندگی من كه هرنفسم به تو می اندیشم و با خیال زندگی می كنم .

 

بهترینم

 

چشم در انتظار توست و دلم در گرو عشق تو .

دوست دارم تورا تنگ در آغوش بگیرم و تمام دلتنگیهایم را باشعرهایم به سرزمین چشمانت هدیه كنم .

دوست دارم شبنم های دلواپسی ام را در روی گل گونه هایت جاری سازم . صورتت را از اشكهایم خیس كنم وتو محكمتر و بلندتر از همیشه به من بگوئی خجالت بكش .

دوستت دارم و بیشتر و بیشتر از همیشه

 

مهربانم

 

وقتی كه قدم در كشور عشقت گذاشتم با آغوشی باز به پیشوازم آمدی . مرا گرم در آغوشت جای دادی و غرق بوسه ام كردی . هنوزهم می توانم گرمی بوسه هایت را بر روی لبانم احساس كنم . چه لحظات با شكوهی .

وقتی دست دردستت گذاشتم قسم خوردی كه با من باشی . برای چون منی كه میان خیل نامردان بودم باور چنین حرفی محال و خنده دار بود. سختی زیادی كشیدی نامردی ها دیدی اما سر حرفی كه زده بودی و قسمی كه خورده بودی ایستادی تا ثابت كنی كه عشق آن چیزی نیست كه همگان آن را عشق می نامند و بلكه یك عاشق واقعی برای معشوقه اش وبرای عشقش از جان خود مایه می گذارد.

تو نه از این ایل وتبار كه از آسمان آمدی . تو همان فرشته ای كه برای داشتن چون توئی زنده داری ها كردم . اشك ها ریختم . چه شبهائی كه به یادت بیدار ماندم . چه روزهائی كه به امید یك لحظه دیدن تو سر از بالین برداشته ام . چه لحظاتی كه شاید ساعتها پشت پنجره نشسته ام كه لحظه دیده ام به دیدنت بینا شود.

چه لحظاتی كه از بیم از دست دادن تو زندگی به كامم تلخ شد . وچه لحظات شیرینی كه دوباره امید بودن و زیستن ودر كنار تو بودن مرا تا اوج شادی برد. تمامی اینها زندگی من اند و ثروت من اند . من به اینها زنده ام . من ترا آسان بدست نیاوردم . تو همان نوشداروئی كه نه بعد از مرگ سهراب كه در بهترین زمان رسیدی . پس همیشه برایم بمان .

 

بهترینم

 

در مدرسه عشقت الفبای عشق را یادم دادی . یادم دادی : كه میتوان بود . می توان زندگی كرد . میتوان عاشق بود. می توان دوست داست .

عشق را حرف به حرف و واژه به واژه برایم خواندی و معنا كردی . من در كلاس عشقت تنها ترین شاگرد بودم و برایم بهترین آموزگار شدی . هرگز مهربانی هایت را فراموش نخواهم كرد.

 

نازنینم

 

بودنت گرمی بخش عشقمان و زندگی مشتركمان كه با عشق آغاز شد می باشد . تو عزیزترین و بهترین و دوست داشتنی ترین كسی هستی كه در تمام عمرم دیده ام به داشتن چون توئی افتخار می كنم و به خودم می بالم كه چون توئی دارم .

             دوست دارم همیشه برایم بمانی


نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد 1388 ساعت 06:19 ب.ظ توسط پرهامی ناروی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت